۱.پادشاه ملحدی بود که وزیر موحدی داشت. وزیر هر استدلالی برای او می اورد پادشاه قانع نمی شد و ایمان نمی اورد . وزیر بدون اطلاع پادشاه، قصر خیلی زیبا و مجهزی ساخت. وقتی کار ساخت قصر تمام شد پادشاه را به انجا برد. پادشاه که خیلی از دیدن قصر لذت برده بود به وزیر گفت : معمار این قصر چه کسی بوده که ان را به این زیبایی پدید اورده است؟؟وزیر گفت : این قصر سازنده نداشته است و خود به خود به وجود امده است!پادشاه گفت : مگر می شود این قصر با این عظمت بدون سازنده باشد؟؟!!وزیر همین موقع استفاده کرد و گفت : تو که می گویی : این قصرزیبا حتما باید سازنده ای داشته باشد،چه طور قبول می کنی که جهان به این عظمت سازنده ای نداشته باشد و خود به خود به وجود امده باشد ؟؟ به قول عرب ها "باءک تجر و بائی لاتجر"و به قول ما" یک بام ودو هوا که نمیشه".

۲.شخصی به امام صادق عرض کرد خدا چیست. ایشان فرمودند: تا به حال کشتی سوار شده ای ؟ به گونه ای که کشتی در حال غرق شدن باشد و دیگر امید نداشته باشی که نجات یابی؟ان شخص گفت :بله. امام فرمود : در ان لحظه که امیدت از همه چیز قطع شده ایا هنوز هم قدرتی هست که امید داشته باشی ان تو را نجات دهد؟ گفت : بله. امام فرمود : این قدرت که تو به ان امید داری در حالی که امیدت از همه جا قطع شده همان "خداست"

۳.موجودات یا ممکن (وجود وعدم برایش مساوی است و برای موجود شدن احتیاج به مرجح داردو وجودش بالغیر است)هستند یا واجب(وجود برایش ضرورت دارد و خود به خود وجود داردو وجودش بالذات است). حال سه فرض است : ۱همه موجودات ممکنند ۲همه واجبند ۳بعضی ممکن وبعضی واجبند. هدف مثبتین وجود خدا این است که فرض اول را رد کنند چون در این صورت واجب الوجود اثبات می شود. برای رد ان می گویند : اگر همه ممکن باشند باید وجودشان را از غیر بگیرند .حال اگر این غیر خود ممکن باشد که باز سوال این است که ان ممکن خود وجودش را از کجا گرفته است و تسلسل پیش می اید و اگر ان غیر واجب باشد که خلاف فرض است چون فرض این است که همه موجودات ممکنند. بنابراین چون می میبینیم که موجوداتی در عالم هستند نتیجه می گیریم که همه ممکن نیستند والا هیچ موجودی موجود نمیشد! البته این برای اثبات "واجب الوجود" بود ولی با دقت در مفهوم واجب الوجود وحدتش راحت اثبات میشود.

۴.عده ای می گویند که وجود خدا اصلا دلیل نمی خواهد: "متی غبت حتی تحتاج الی الدلیل ابغیرک من الظهور ما لیس لک " یعنی :چه زمانی غائب شدی تا احتیاج به دلیل داشته باشی .اصلا مگرغیر از تو ظهوری دارد که برای تو نباشد" . تا اونجایی که من می دونم برای وجود خدا در قران هم استدلالی بیان نشده است هرچند برای وحدتش دلیل اورده شده است.

اینها یک گوشه ای از حرفهایی است که با اسم براهین مختلف در بحث وجود خدا زده شده است.

کدوماش بیشتر شما را قانع می کنه؟ یا اصلا شما با هیچ کدام قانع نمی شید؟ یا دلایل دیگری برای خود دارید؟ اینارو نمی دونم واقعا! اما می دونم با وجود اینکه خیلی از موحدان از این دلایل سرسختانه دفاع کرده اند اما عده ای از انها هم بوده اند که گفته اند که دلیل عقلی نمیشه برای وجود خدا اورد و تا الان هر دلیلی اورده شده رد شده است. از سال اول هم که رفتیم حوزه یکی از دوستانم دغدغش همین بود که این برهان ها هرچند به ظاهر قوی هستند اما ایمان ما را تقویت نکرده است و ما خداباور نشده ایم ...