ای جام عشق و ای می و ای حضرت شراب

هستم گدای درگهتان یابن بوتراب

در روز تولد کریم اهل‌بیت "امام حسن علیه‌السلام" درحالی که برای زیارت به مشهدالرضا امده‌ام حیفم آمد که مطلبی ننویسم. الان از نظر زمانی و  مکانی موقعیت خاصی پیش آمده است. البته بعضی‌ها  این خاص بودن را قبول ندارند و می‌گویند: زمان با زمان چه فرقی می‌کند؛ شب‌های عادی با شب‌جمعه و شب‌های ماه‌رمضان و شب‌قدر و شب میلاد فرقی نمی‌کند و شما باید خود اهل دل باشی و الا در این شب‌ها قرار نیست اتفاق خاصی برای شما بیفتد. و همچنین درمورد مکان‌ها هم می‌گویند: اگر قرار بود در حرم امام رضا و حرم پیغمبر و کربلا و مکه و ... اتفاق خاصی  بیفتد برای این همه آدمی که هر سال بارها به این مکان‌ها می‌روند، می‌افتاد و می‌بینیم که با این همه زیارت، فرد هیچ تغییری نمی‌کند و هیچ اثری بر او ندارد. بنابراین بیهوده به زمان و مکان دل نبندید که کاری از آنها بر نمی‌آید.

به نظر تا حدودی این حرف‌ها درست است و زمان و مکان قرار نیست برای ما کاری ویژه بکنند و اساساً "بعد منزل نبود در سفر روحانی"...

همان‌طور که می‌دانید عالم در محضر خداست و خدا هم در محضر ماست(و ما به او علم حضوری داریم) اما  بین ما و حضرت حق، حجاب‌هایی حائل می‌شود. هر قدر در کنار زدن این حجاب‌ها موفق‌تر باشیم، قرب بیشتری به محبوب پیدا می‌کنیم. کنار زدن این حجب در همه زمان‌ها و مکان‌ها ممکن است اما اراده الهی بر این قرار گرفته که در بعضی از مکان‌ها و زمان‌ها زدودن این حجب آسان‌تر شود و ما  بتوانیم  از دنیا و مافیها منقطع شویم و  به معدن عظمت الهی راه پیدا کنیم. بنابراین ماه رمضان و شب قدر و شب جمعه و شب میلاد در مکه و مدینه و کربلا و حرم حضرت رضا یک فرصت طلایی است برای اینکه ما این حجب را برداریم و قرب بیشتری به حضرت حق پیدا کنیم و نورانیت کسب کنیم. نکته مهم این است که باید سعی کنیم این نورانیت را  حفظ کنیم و مثل آن مسلمان نشویم که به رسول رحمت گفت: من مادام که در محضر شما هستم حال خوبی دارم و عزم بر ترک معصیت می‌کنم اما همین که از پیش شما می‌روم این حال زائل می‌شود و آن عزم سست می‌گردد.