از هم گسیخته، پراکنده ، ذره ذره، هر قسمت رو به یک سو. انسجامی نیست. بی بنیاد و بی تکیه.یمیلون مع کل ریح  با هر بادی به یک سمت میل پیدا می کند. متفرق به عدد اربابان و متکثر به عدد خدایان. اشفته و پریشان. هر لحظه در حالی.

فراری باید از این همه تفرق و تکثر و تجزی به آغوشش تا قراری شاید. آن چنان او را فشرد که نه تویی بماند و نه اویی . یکی بیشتر نباشد. تکیه گاهی وثیق،رفیقی شفیق، معتمدی امین. از همه دل به بازوان او خوش کرد و نظر منحصر در چشمان سیاهش. ا ارباب متفرقون خیر ام الله الواحد القهار؟؟؟؟