یک نگاه
ابروان کمانی..
زلفانی سیاه..
گیسوان بلند...
اما
دستانم به ان نمی رسد
دستانم کوتاه است...
گناه از "او" نیست
بخت من پریشان است..
به چشمانم نظری انداخت
هوا زیاد شد
دستانم را گرفت...
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 17:26 توسط طلبه جوان
|